المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

173

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

و پاى آن درخت بخواب رفت ، شخصى بخواب او آمد و گفت : اى قيدار اين نورى كه در پشت تو مىباشد همان نورى است كه خدا بوسيلهء آن كليهء دربها را باز كرد و همهء دنيا را محض وجود آن خلق فرمود . بدان كه خدا آن نور را بجز در ( رحم ) دختران جوان عرب جايگزين نخواهد كرد پس تو زن پاك و پاكيزه‌اى را از عرب براى خويشتن برگزين كه نام او غاضره باشد . پس قيدار از خواب با خوش‌حالى بيدار شد و بسوى منزل خود رهسپار گرديد ، قاصدهائى را روانه كرد تا زنى را از عرب براى او خواستگارى نمايند كه نامش غاضره باشد . قيدار تنها بقاصدهائى كه فرستاده بود اكتفا نكرد بلكه خود آن حضرت بر اسبى سوار شد در حالى كه شمشير را از غلاف كشيده بود و مشغول جستجوى قبيله‌هاى عرب بود ، بر قومى وارد ميشد و ( از نزد آنان ) بسوى قوم ديگر حركت ميكرد تا اينكه بر پادشاه حرمين كه از فرزندان ذهل بن عامر بن يعرب بن قحطان بود وارد شد ، ذهل را دخترى بود كه او را غاضره ميگفتند و از زيباترين زنان عالمين بود ، قيدار با آن زن ازدواج كرده او را به زمين خود آورد و با او هم بستر شد و آن زن به حمل حامله گرديد . آنگاه نور ( محمّدى صلى اللّه عليه و آله ) از صورت قيدار مفقود شد همين‌كه قيدار نگاه كرد ديد آن نور در صورت غاضره جاى گزين شده پس آن حضرت را از مشاهدهء اين موضوع مسرت زيادى حاصل شد ، تابوت آدم عليه السّلام نزد قيدار بود ، فرزندان اسحاق با قيدار راجع به آن تابوت منازعه ميكردند تا آن تابوت را از آن حضرت دريافت نمايند ، فرزندان اسحاق بقيدار ميگفتند : نبوت از شما انتقال يافته و فعلا غير از نور